تبليغاتX
!!!عاشق تراز عشق
تابه كی ناله و فریاد كه آن یار كجـاســت
 
همه آفاق پراز یار شد اغیــار كجـاســت
 
 آتشین غیرت عشق آمدو اغیاربســوخـت چشم بازی كه نبیند به‎جز از یار كجاست
 
 همه ذرات جهـــان آئینـــــه مطلوبنــد خرده بینی كه بود طالب دیـــدار كجاست
 
 سرِّ توحید زِهُـر ذر‏ّه عیـــان می‏گــردد‎ بی نیازی كه بود واقف اسرار كجاست
 
 یـوسـف مصـریِ ما بـر سـر بـازار آمـد ای عزیـزان وفا پیشه ، خریـدار كجـاسـت
 
 عیسی خسته دلان میرسد از عالم غیــب سر بیمار كـه دارد ، دل بیمار كجـاســت
 
 هركه بیدار بود ، دولت بیــــدار بُــرُد دوست در جلوه ولی عاشق بیدار كجاست
؟؟؟؟؟؟؟؟؟                    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در 87/03/24ساعت 5:22 AM توسط Bi neshoN |


بین ای بانوی شرقی ای مثل گریه صمیمی همه هر چی دارم اینجاست

 تو این خورجین قدیمی خورجینی که حتی تو خواب از تنم جدا نمی شه مثل اسم

 و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه بانوی شرقی من ای غنی تر از شقایق مال تو ،

 ارزونی تو خورجین قلب این عاشق توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم برای تو

 و به اسمت یه کتاب ترانه دارم یه بغل گل دارم

 اما گل شرم و گل خواهش قلبی از عاطفه سرشار قلبی تشنه ی نوازش این بوی غریب شب نیست

بوی آشنای عشقه تپش قلب زمین نیست این صدا ،

صدای عشقه اسم تو داغی شرمه اوی قلب سرد خورجین خواستن تو یه ستاره ست

 پشت این ابرای سنگین

 خورجینم اگه قدیمی اگه بی رنگه و پاره برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره

 واسه من بود و نبوده هر چی که دارم همینه

خورجینی که قلب این عاشق ترین مرد زمینه

Uploaded Image

 

+ نوشته شده در 87/03/21ساعت 5:21 AM توسط Bi neshoN |


خوشبختی یادمه بچه گی ها تو کوچه مون فالگیری صدا می زد، خوشبختی!!!

 داد می زد آی آدما بیاین بیرون نمونین تو خونه بد بختی.

 هر کی رو پیدا میکرد بهش میگفت؛

 دختر سلطان قصه منم دختر عاشق بی غصه منم منم آن دوای درد دل تو بده دستتو بدم حاجت تو.

 دستاشو بهم می زد هو می کشید کف دست آدمو بو میکشید

اگه دو زاری میذاشتی تو کاسش اخماشو هم میکشید

هوار میزد قمریه از تو لونش چه زار میزد وقتی سکه ی درشت تو کاسه بود یهو چشماش می درخشید،

 برق میزد! ناز دستشو رو ابروهات میذاشت چشماتو می بست میگفت خوشبختی!

عمو جون میخوام بگم دنیای ما دنیای خسته ی دلتنگی ما ارزش این همه زاری نداره می بینی !

توقصه ها ،خاطره ها خوب و بد هر چی که باشه می مونه گاهی وقتا آدما ،

 میون بودن و رفتن می مونن

. آدما وقتی که دلبسته نشن مثل مرغ بال وپر بسته میشن بعدش هم از همه چی خسته میشن!

 عمو جون میخوام بگم دنیای ما دنیای فراز و خوشبختی ماست

 اما هر کی عاقله خودش بگه فرق بلبل با کلاغه تو چیه؟

عمو جون غصه نخور میخوام بگم حالا که میون بازی اومدی بازی بود و نبودت اومدی

 حالا که با عشق و پاکی اومدی دیگه راز من و تو که قصه نیست میدی دستتو بگم

 خوشبختی

                                                         

+ نوشته شده در 87/03/09ساعت 3:28 PM توسط Bi neshoN |


بوسه هایت ، جنس باران لبانت به از صد چشمه ساران به دو چشمانت رشک ورزد

 ماه تابان و گیسوانت بسانِ رودی بی پایان ، مرا تا بیکرانِ جنون رهنمون خواهند ساخت !

 چه سخاوتمندانه است اینک شکوهِ حضورت ،

 در آغوشم با گرمای وجودت ای طلوع جاودان آب کن

 برفهایِ این دلِ یخزده و خاموشم ای دستهایِ تو سرشار از آسمان

 با هر نوازشت در من رنگین کمان بساز!

و با هر لبخندت خورشید را به میهمانیِ چشمهایم دعوت کن !

 گلهایِ سرخِ درونِ سینه ات را به لمسِ نگاهم بسپار

 و از منِ اهل پاییز برگهای زردم را بتکان !

می خواهم با بوی تنت بهار را من ، رج به رج نفس بکشم

 و آنگاه برای بودنت ، ستاره نذر کنم هر شب ،

 یکی تا به تعظیم ات آورم ! با هر بار گفتنت که:

دوســـــــــــتـت دارم بنای عقل را در هم خواهم کوفت !

من آسمان را به اشکِ شوق خواهم کشید تا کویر را با خنده پر کنم !

و ساقه های گندم را با زمزمه های باد، سرمست !

من خدا را هم از ایمان خویش خواهم ترساند !!

 

+ نوشته شده در 87/02/19ساعت 9:36 PM توسط Bi neshoN |


بخواب ای نازنینم مهربانم دلنشینم منم من عاشقت آرام باش ای بهترینم من اینجا مست مستم مست

 و بی پروا شبانگاهان منم گرمای عشقت را درون بسترم خواهان همان شبها كه من مست حضور تو نیاز تو دو چشم دلنواز تو خیابان را چو مستان نعره زن طی می كنم

 شاید تو را در حاله ای از نور من دیدم ولی ای كاش می بودی

 و من نعره زن از مستی عشق تو اینجا باز در كنج قفس رویا نمی چیدم من امشب وحشی ام

ساقی ز می ، از عشق، از بازی نامردان این دنیا ز بدگویان كه می گویند در دل من هوسبازم

تازه نمیدانند من مستم من اما غرق جرمم پی از شب بر سر دارم آری من مستم هوسبازم عطش دارم

 عطش عشق تو امشب در دل می در شراب بی حضور تو وجودم را كمین كرده

 كاش امشب ساقی لبهای تو یا گرمی دستان تو در دل این مجرم عاشق كمی غوغا به پا می كرد

 من اینجا كنج زندان پر عطش پر عشق یا دیوانه ام این را نمی دانم

 فقط میدانم ای تنها حضور بی حضور ای كه آغشته به تو دستان افكارم در این دنیای پر رنگ و

 ریای بی نفس بی عشق بی پرواز با دل با نفس با عشق با پزواز تو را من دوست میدارم

 عشقم .....

                                             

                                                   

Uploaded Image

 

 

+ نوشته شده در 87/02/09ساعت 0:21 AM توسط Bi neshoN |


شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور.

 اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

 استاد پرسيد: چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ!

 هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم .

استاد گفت: عشق يعنی همين!

 شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

 استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور.

 اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .

استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم.

ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!

Uploaded Image

........................................................................................................... 

عزیزم....

 

اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،

هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت

 و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،

سر پناهي براي تو خواهم بود ...

                                                    

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 87/01/19ساعت 3:43 PM توسط Bi neshoN |



اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم

 اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........

قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن.....

.قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما....................

.اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم

                                               

                                           Image hosted by allyoucanupload.com       

+ نوشته شده در 87/01/10ساعت 11:6 PM توسط Bi neshoN |


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است ... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی..... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.... عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

 

Image hosted by allyoucanupload.com

                                                           

+ نوشته شده در 86/12/15ساعت 11:20 PM توسط Bi neshoN |


 

نمی خواستم بدانی، دوستت دارم...! و هرگز نمی خواهم بدانی چقدر دوستت دارم...! هنگامی که در برابر دیدگانت سیلاب اشک از چشمانم و در زلال چشمان سیاهت ترانه عاشقانه نگاهم و در تمنای نگاهت لب ریز کاسه صبرم و بر گونه های زیبایت ارتعاش لبانم و در پناه دلپذیرت تک ضربه های قلبم مشتم را باز کرد بر این باور بودی که رسوا شدم...! شاید حق با تو باشد چون دانستی آنچه نمی خواستم می دانستی اما یقین دارم سوگند می خورم هنوز هم و هیچ گاه نخواهی دانست که ............................چقدر دوستت دارم

 

                                                 

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/12/08ساعت 7:58 PM توسط Bi neshoN |


شب هنگام را غنیمت میدانی !
شب با عاشقان پیوند دیرین دارد
دلشان را با هر آنچه در آسمان شب می بینند
پیوند میدهند !
با ستاره میدرخشند
و برق نگاه یار تجسم میکنند !
با ابرهای سنگین همزاد میشوند
اگر ببارند ، اشک میبارند چونان
وگر نبارند غم در دل فزون کنند !
با نسیم شبانه ، پیغام دلدادگی به گوش دلدار رسانند ...
قاصدکی همراه نسیم
به کویش روان گردانند
و او از پیغام لبریز عشق گردد !
شب رازها نهان دارد
شب محرم انسانهای پاک
شب شور مجنون
شب بیتابی لیلی
در خود پنهان دارد !
شبت را زنده نگه دار

Image hosted by allyoucanupload.com

HapPy ValeNtiNe DaY

+ نوشته شده در 86/11/25ساعت 4:4 PM توسط Bi neshoN |


250 سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم يه ازدواج گرفت با مرد خردمندي مشورت کرد

 و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند.

 وقتي خدمتکار پير قصر، ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود ،

 دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت.

مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا.

دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم.
روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي که بتواند در عرض 6 ماه زيباترين گل را براي من بياورد، ملکه آينده چين مي شود.
دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت.

 سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را به او

آميختند، اما بي نتيجه بود، گلي نروييد.


روز ملاقات فرا رسيد، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به

رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسيد شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود.

 همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است.

شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري

امپراتور مي کند: گل صداقت… همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها

سبز شود.

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/11/18ساعت 2:54 AM توسط Bi neshoN |


كرم شب تاب نگاهی به پروانه ای كه در نزدیك یاش روی یك گل نشسته بود انداخت و

با حیرت گفت:

تو چقدر زیبا هستی!"


بعد لحظه ای سكوت كرد و پرسید:"می شود تو را دوست داشته باشم؟"


پروانه یكه ایی خورد.

 پرسش كرم شبتاب را به رایانه ی مغزش برد. داده ها و معادلات قبلی ریاضی،


سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری را جمع و تفریق كرد، تجزیه و تحلیل كرد،


پردازش كرد و از كرم شبتاب پرسید:"دوست داشتن من برای تو چه فایده ای دارد؟"


كرم شبتاب بدون درنگ پاسخ داد: " آن وقت می توانم از نیروی دوست داشتن تو تمام

انرژی ام را به نور تبدیل كنم و چنان درخشان بتابم كه تا به حال هیچ كرم شبتابی

 نتابیده باشد."


پروانه لحظه ای ساكت شد. پاسخ كرم شبتاب را به رایانه مغزش داد.

 داده ها و معادلات قبل و بعد را جمع و تفریق كرد، تجزیه و تحلیل كرد، پردازش كرد و از كرم شبتاب پرسید:

"درخشان تابیدن تو چه فایده ای برای من دارد؟"


كرم شبتاب بدون درنگ پاسخ داد:

"وقتی كه من آنقدر درخشان بتابم كرم شبتابهای زیادی توجه شان جلب می شود، می آیند و علت آن را از من خواهند پرسید.

 آن وقت من با آنچنان شوری زیبایی تو را برای آنها توصیف
خواهم كرد كه عاشقت بشوند و درخشانتر بتابند.

 آن وقت فكرش را بكن! یك باغ بزرگ كرم شبتاب درخشان


كه عاشق زیبایی تو هستند!"


پروانه سكوت كرد.

پاسخ كرم شبتاب را به رایانه ی مغزش نداد. رایانه را خاموش كرد.


معادلات ناپدید شدند.

 سپس به كرم شبتاب خندید و گفت:

 

 "دوستم داشته باش!"

 Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/11/10ساعت 0:35 AM توسط Bi neshoN |


دیشب وقتی چشمهام رو روی هم گذاشتم تصویر تو در ذهنم نقش بست اما تار

بود....

درست نمیدیدم...

دیشب دلم برات تنگ شده بود... دلم همیشه برات تنگه...

 از اولشم تنگ بود حتی وقتی كه كنارم بودی و دستات تو دستم بود....

همیشه ازم دور بودی.... همیشه....

دیشب گوشه چشمام به یادت تر شد....

دیشب دلم یه سوزش عجیبی داشت...

دیشب دلم هوات كرده بود....

دیشب...

اما تو نبودی.... تو كنارم نبودی...

حتی توی خیالم هم درست نمی دیدمت..

دیشب شب بدی بود...



Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/11/03ساعت 2:26 AM توسط Bi neshoN |


اگه عاشقم نباشی... الهی بمیری


اگه دوستم نداشته باشی...غیرمن کسی روداشته باشی...الهی بمیری


بعدش برات نوشتم... همه رودروغ نوشتم...خودم بمیرم


اگه تویه روزخواسته باشی... که منودوست نداشته باشی...

خودم می میرم


برات بمیرم*برات بمیرم


نبینی قهر خدارو... بدیهای روزگارو...

الهی نمیری
الهی نمیری


بمونه سایت روی سرم ...می دونی بی تودربه درم...

الهی نمیری


الهی نمیری
وقتی توچشات زل میزنم...باغم نگات پل میزنم


وقتی می بینم دوستم داری... ازته دلم داد میزنم


اگه یه روز فرشته ها...بخوان توروزودترببرن


به اونا میگم که ازقدیم...ماهی روباتنگش میبرن

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/10/23ساعت 5:47 AM توسط Bi neshoN |


Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/10/23ساعت 5:29 AM توسط Bi neshoN |


 واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ی پاییز ... واسه تنهایی میخک

توی دفتر شعرم ... واسه سربلندی کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ...

 واسه شمعی که اب شد تا از قطره هاش یاد بگیرند که سوختن یک طرفه هم

میتونه باش

                                          

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

+ نوشته شده در 86/10/23ساعت 5:23 AM توسط Bi neshoN |


  در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

 چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری می شود

بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای ؟

 من اینگونه نبودم تو عشق را با من اشنا کردی 

تو هوای دلم را با طراوت کردی

 زمانی که با تو هستم به اسمان بی کران پرواز می کنم

 پس بدان دوستت دارم اگر چه پایان راه را نمی دانم .

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/10/22ساعت 1:52 PM توسط Bi neshoN |


وقتی احساس میکنی نمیتوانی و میدانی باید انجام بدهی پس سر سختانه مقاومت کن و ادامه بده به خاطر بیاور که چرا این کار را شروع کردی و به خاطر بیاور که کجا میروی ؟ به عظمت چیزهایی فکر کن که در مقصد به آنها خواهی رسید و بعد ادامه بده . بعد از پل نا امیدی دستاورد های بزرگی در انتظار توست پس از این پل عبور کن و مسیرت را ادامه بده وقتی زمین خوردی و ادامه دادن برای تو مشکل شد از همین فرصت برای تجدید قوا استفاده کن فراموش نکن هر تجدید قوایی تو را مقاوم تر می کند هنگامی که احساس کردی دیگر توان رفتن نداری لحظه ای استراحت کن و دوباره ادامه بده تو می توانی تک تک موانع را از سر راهت بر داری فقط به شرط اینکه یکی یکی به سراغ آنها بروی ............

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/10/17ساعت 6:53 AM توسط Bi neshoN |


اگه یه کم فکر کنی میبینی زندگی ارزش زنده بودن رو نداره.

اگه یه کم بیشتر فکر کنی میبینی زندگی ارزش مردن رو هم نداره.

اما اگه یه کم بیشتر فکر کنی میبینی مردن و زنده بودن ارزش این همه فکر کردن رو نداره،

پس،همیشه یادت باشه چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروزت بوده و بزرگترین آرزوی فردات باشه.

پس همیشه سعی کن قدر چیزی رو که امروز داری رو خوب بدونی چون فردا که از دستش دادی خیلی دیره

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در 86/10/17ساعت 6:19 AM توسط Bi neshoN |


به انتهای شب كه می رسم
چیزی در درونم
انگار می میرد
آرام آرام ...
و خیالم كشیده می شود
در تاریكی
دیدگان تو
زمان می گذرد
و من
همچنان برای تو می نویسم
عجب برفی می آید
و من آوازم را
در سپیده برف پنهان می كنم
و بی تو
بی قرار می شوم
 
Image hosted by allyoucanupload.com
+ نوشته شده در 86/10/16ساعت 4:53 AM توسط Bi neshoN |